احمد بن محمد حسينى اردكانى

419

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

است ، زيرا كه اگر در اوّل حرارت بر رطوبت غالب نمىبود حيات حاصل نمىشد ، و لازم غلبهء حرارت بر رطوبت فناى رطوبت است ، و لازم فناى رطوبت فناى حرارت است . [ 363 ] پس بارى سبحانه استيلاى حرارت را بر رطوبت در اوّل سبب حيات گردانيده است و در آخر سبب موت . وجه سوم : آن است كه يكى از محققين آن را افاده فرموده است در آنجا كه مىگويد كه سبب موت آن است كه غاذيه هر چه را كه وارد مىآورد اگر چه به حسب كميّت كافى است ، لكن به حسب كيفيّت كافى نيست ، زيرا كه رطوبت غريزيّه اصليّه ، اوّل در اوعيهء غذا نضج يافته است ، و بعد از آن در اوعيهء منى ، و بعد از آن در ارحام . و آنچه غاذيه حاصل مىكند نضجش همان در اوعيهء غذاست و بس . پس امتزاجش كامل نگرديده است و به مرتبهء مبدّل نرسيده است . پس كما يجب به جاى آن اقامه نمىتواند نمود ، بلكه قوّتش از قوّت اولى كمتر است . مانند آنكه كسى در چراغ به قدرى كه روغن آن كم مىشود آب در آن بريزد . پس مادام كه كيفيّت اوّليّهء اصليّه در ممتزج بر كيفيّت ثانيهء مكتسبه غالب است حرارت غريزيّه شديدة الاشتعال است ، و بر ممتزج اكثر از آنچه به تحليل مىرود وارد مىسازد و ممتزج نمو مىكند . و چون سورتش به ظهور كيفيّت ثانيهء شكسته شد حرارت غريزيّه مىايستد ، و قدرت بر ايراد اكثر از ما يتحلّل از او سلب مىشود ، و هر گاه ثانيه غالب گرديد ممتزج روى به انحطاط مىآورد ، و حرارت ضعيف مىگردد تا آنكه هيچ از اثر كيفيت اولى باقى نمىماند و بالضّروره موت حاصل مىشود . و از اين ظاهر شد كه رطوبت غريزيّهء اصليّه در اوّل تكوّن شروع در انتقاص به حسب كيف مىنمايد ، و همان موجب فساد ممتزج مىگردد . و اگر فعل غاذيه غير متناهى باشد و هميشه به قدر ما يتحلّل عوض برساند موت به اعتبار آنكه بدل در كيف يا مبدّل معاونت نمىتواند نمود عارض مىشود . و اين وجه مبتنى است بر سه مقدمه كه هر سه را منع مىتوان كرد : اوّل : آنكه بايد مزاج اقوى و اشرف از امزجهء موادّ حيوانيّه كه بعد از آن متكوّن مىگردد بوده باشد ، و اين ممنوع است . دوم : آنكه مادّهء منى در بدن به طريق جزئيّت موجود باشد به اين معنى كه بعضى از